خودباوری در کودکان

خودباوری بالا برای کودکان سرمایه‌ای گران‌بها و قدرتی است که او برای رویارویی با چالش‌های بزرگ شدن به آن نیاز دارد.

- یک کودک چگونه به خودباوری می‌رسد؟

- خانواده‌ها چگونه می‌توانند به کودکشان کمک کنند که خودباوری در آنها تقویت گردد؟

در این مقاله به پاسخ این پرسش‌ها می‌پردازیم.

  •  چرخه مثبت

خودباوری بالا نتیجه تجربیات موفقیت‌آمیز است. وقتی کودکی کاری را به‌خوبی انجام می‌دهد درباره خودش احساس خوبی پیدا می‌کند و وقتی تجربیات موفقیت‌آمیز متعددی داشته باشد، باور غیرقابل تزلزلی نسبت به توانایی‌هایش می‌یابد. این باور در کلیه فعالیت‌های او نمود پیدا می‌کند، او مشتاقانه به وظایف جدید می‌پردازد و از چالش‌ها استقبال می‌نماید. او اطمینان دارد که در آینده موفق می‌شود چراکه درگذشته موفق بوده است.درنتیجه بهتر است برای کودک موقعیت‌هایی را با توجه به ویژگی‌ها و توانایی‌هایی که در سن خودش دارد، فراهم کنیم که منجر به تجربیات موفقیت‌آمیز شود.

  • کمک گرفتن از کودک

طبیعی‌ترین راه به وجود آوردن خودباوری، شناسایی و ایجاد توانایی‌های اصلی در کودک است. هر کودکی نقاط قوتی دارد. نکته اصلی شناخت این نقاط است.والدین می‌توانند با پرسیدن چند سؤال از خودشان شروع کنند.

- کودک انجام دادن چه‌کارهایی را دوست دارد؟

- چه نوع چیزهایی را به‌راحتی یاد می‌گیرد؟

مشاهده کودک نیز سرنخ‌هایی را در اختیار ما می‌گذارد. ببینید کودک در وقت آزادش چه می‌کند. هنگامی‌که خودش حق انتخاب دارد چه فعالیت‌هایی انجام می‌دهد؟ انتخاب‌های او احتمالاً کارهایی هستند که بهتر می‌تواند انجام دهد.

  • کمک گرفتن از پدر و مادرها

والدین باید زندگی را به‌گونه‌ای هماهنگ سازند که کودکانشان به موفقیت برسند. یک‌راه برای نیل به این هدف حمایت از شور و اشتیاق کودک است. برای نمونه، پدر و مادر مهسا این کار را با بردن مداوم او به پارک انجام دادند. اینجا محلی است که او می‌تواند در آن خوش بدرخشد.

گاهی حمایت از کودک به این معناست که والدین باید در مورد عقایدشان، درباره آنچه برای بازی پسرها و دخترها مناسب است بازنگری کنند. مثلاً ممکن است دختری بخواهد کاراته یاد بگیرد، ‌باید توجه داشته باشند که علاقه‌های کودک سه‌ساله ممکن است کوتاه‌مدت باشند، ولی احساس پذیرفته شدن توسط پدر و مادر همواره در خاطر کودک باقی می‌ماند.

  • مسئولیت سپردن به کودک

راه‌های دیگری نیز برای تضمین موفقیت وجود دارد. وظیفه ساده‌ای را به کودک محول کنید. برای نمونه کودک سه‌ساله می‌تواند دستمال‌سفره‌ها را روی میز شام بچیند. او هر بار که این وظیفه را به انجام می‌رساند از موفقیت خود لذت می‌برد. کودک از این موفقیت نیز لذت می‌برد که ببیند مادرش با دستبندی که او از ماکارونی درست کرده است به سرکار خود می‌رود. موفقیت، دیدن کار هنری اوست که به دیوار آویزان یا به یخچال چسبانیده شده است. کودک حتی می‌تواند از تبحر پیدا کردن در کاری جدید نیز احساس موفقیت بکند. در این موقعیت، موفقیت به معنای میل به پذیرفتن چالشی جدید است، نه رسیدن به کمال در اولین تلاش. راه‌حل، تقسیم‌کار به اجزای کوچک‌تر است. در مورد هر مرحله با کودک صحبت کنید. در حین پیشرفت او را تشویق کنید. توجه کنید که وقتی او کاری را خودش انجام می‌دهد بیشتر طول می‌کشد ولی اگر شما برایش انجام دهید، این پیام را دریافت می‌کند که ناتوان است. زمانی که در جهت ایجاد مهارت و انجام کارهای جدید با کودک صرف می‌شود، نوعی سرمایه‌گذاری در ارزش قائل شدن برای اوست. بهتر است مهارت‌ها و فعالیت‌هایی که برنامه‌ریزی می‌کنیم تا کودک به‌تنهایی انجام دهد یا مسئولیت آن را بپذیرد و متناسب با سن او و ویژگی‌های رشدی کودک باشد. زیرا میزان موفقیت کودک را افزایش می‌دهد.

  • اختصاص زمان به کودک

صرف وقت با کودک به او احساس باارزش بودن می‌دهد. حتی صرف پانزده دقیقه برای انجام فعالیتی که کودک انتخاب کرده، اهمیت دارد. کودک وقتی‌که بزرگسالان کارهای مهم خود را کنار می‌گذارند و به او توجه می‌کنند احساس می‌کند فرد بااهمیتی است. به گفته‌های او با احترام گوش کنید. برای مثال پیشنهاد او را در مورد نوع خوراکی‌هایی که برای جشن تولدش می‌خواهید آماده کنید بپرسید. وقتی افراد بزرگسال کودک را جدی می‌گیرند، او تجربه گران‌بهایی به دست می‌آورد.

  • رسوم خانوادگی

رسوم خانوادگی نیز ممکن است به کودک احساس مهم بودن بدهد. برای مثال مادر نیلوفر همیشه صبح‌های شنبه همراه با دخترش برای خرید به مغازه می‌رفت. این موضوع تا حدی در خانواده جاافتاده بود که نیلوفر کاملاً فکر می‌کرد مادرش بدون او نمی‌تواند برای خرید برود. البته بهتر است به صورتی باشد که کودک حس نکند مادر توانایی یا کفایت لازم را ندارد.

  • تشویق

تشویق پشتوانه خودباوری است. تشویق می‌تواند خاطره پیروزی را در ذهن تداعی کند. ‌طاها تو وقتی‌که این کاردستی رو درست کردی، خیلی زیبا به نظر می‌رسیدی‌. تشویق می‌تواند رفتار مناسب را تقویت کند. طاها وقتی‌که تو دستمال‌سفره‌ها را روی میز می‌چینی کمک بزرگی به من می‌کنی‌.

تشویق اختصاصی بسیار سازنده‌تر است. جمله‌ای مانند، ‌وقتی خودت سه‌چرخه‌ات را یک‌گوشه پارک کردی خیلی خوب بود‌ و قطعاً ازجمله ای مانند ‌تو دختر خوبی هستی‌ به‌مراتب بهتر است. در اولین جمله رفتار مناسب بیان‌شده است. کودک متوجه می‌شود که از او چه چیزی انتظار می‌رود و ممکن است بتواند آن را مجدداً تکرار کند. در جمله دوم، کودک ممکن است از ‌خوب‌ نامیده شدن لذت ببرد ولی علت این تشویق را درنمی‌یابد. والدین درباره تشویق همراه با مقایسه نیز باید دقت کنند. تشویقی مانند ‌تو از برادرت خیلی باگذشت تر هستی‌ دارای نقطه ابهامی است. کودک باید متوجه باشد که خودش چه‌کاری را به‌خوبی انجام داده است ‌تو خیلی باگذشت هستی که بیسکوییت‌هایت را با بقیه تقسیم می‌کنی‌ او نباید به هزینه دیگران، به پیروزی دست یابد.

والدین می‌توانند به کودک کمک کنند تا دستاوردهای خودش را تشخیص بدهد. این امر او را برای همیشه از اینکه به تشویق دیگران وابسته باشد بی‌;نیاز می‌سازد. کودک را تشویق کنید که در مورد توانایی‌هایش بیندیشد. چه‌کارهایی را خوب انجام می‌دهد؟ دوست دارد دست به چه‌کارهایی بزند؟ وقتی‌که نقاشی‌اش را از مهدکودک به خانه می‌آورد از او بپرسید کدام قسمت‌های نقاشی‌اش را بیشتر دوست دارد؟ هنگامی‌که با مکعب‌های مختلف، ساختمانی را می‌سازد، بپرسید که چگونه آن را ساخته است.

  • موانع خودباوری

افراد درنتیجه عضویت در گروه‌های مختلف علاوه بر اعتمادبه‌نفس، حس باارزش بودن را نیز به دست می‌آورند. افراد، وقتی‌که تیم شهرشان در مسابقات جهانی برنده می‌شود احساس غرور می‌کنند و هنگامی‌که یکی از هم‌نژادها یا هم‌مذهبانشان جایزه نوبل می‌گیرد یا به‌عنوان نماینده مجلس انتخاب می‌شود خوشحال می‌شوند.

به همه کودکان می‌توان به‌وسیله نشان دادن افراد موفقی که دستاوردهای زیادی دارند روحیه بخشید، ولی نیاز به الگو بیش از همه، در کودکانی دیده می‌شود که متفاوت هستند. تفاوت ممکن است معلولیت یا عضویت در یک گروه اقلیت باشد. کودکانی که متفاوت هستند به دیدن افرادی مانند خودشان نیاز دارند که عملکرد موفقیت‌آمیزی در جهان دارند. این الگوها این نکته را ثابت می‌کنند که افراد متفاوت هم، می‌توانند کاری انجام دهند. بدون شواهد قابل‌لمسی که این الگوها فراهم می‌آورند، حتی اطمینانی که توسط خانواده‌هایی که کودکانشان را دوست دارند و از آنها حمایت می‌کنند ارائه می‌شود، پوچ و توخالی به نظر می‌رسد. در چنین موقعیتی خودباوری کاهش می‌یابد و احساس حقارت و تنفر از خود، جای آن را می‌گیرد. خودباوری بالا هدیه بسیار گران‌بهایی است که والدین می‌توانند به کودک بدهند. این هدیه را تمام خانواده‌ها می‌توانند به کودک خود پیشکش کنند.


نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده است.

ارسال نظر

لطفا موارد ستاره دار را کامل بفرمایید